الشيخ أبو الفتوح الرازي
92
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مىشوند كه : * ( فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ ) * . و شرط ديگر آن كه : در مسلمانان كثرتى باشد - چنان كه گفتيم . * ( وَلْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا ) * ، و بفرما تا بيايند آن گروهى ديگر كه نماز نكرده باشند . * ( فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ ) * ، و بگو تا با تو نماز كنند ، و اين نيز دليل صحت قول ماست در مسأله على ابي حنيفة و غيره ممن خالفنا ، كه حق تعالى گروه اول را يك ركعت فرمود با رسول ، و ركعت دوم ( 1 ) طايفهء ديگر ( 2 ) را ، و آنگه گفت ( 3 ) : اينان نيز كه بيايند بايد تا سلاح دارند ( 4 ) براى آن كه طمع دشمن در آنان بيشتر باشد كه نماز كنند ، پس ايشان را به سلاح گرفتن احتياط بهتر بايد كردن . دگر آن كه آنان كه برابر دشمن باشند ايشان را حاجت نيست كه امر كنند به اخذ سلاح ، براى آن كه در قضيّهء عقل خود واجب است بر ايشان و بيش از امر وجوب اين دانند بر خود چه از باب دفع ضرر است . آنگه گفت : * ( وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ ) * ، و كافران خواهد و تمنّا كنند كه شما غافل شوى ( 5 ) از سلاح و متاعتان تا ايشان بر شما حمله آرند به يك بار يك حمله . تقول العرب : ملنا عليهم ، أى حملنا عليهم ، و از اين جاست كقول عبّاس بن عبادة بن فضلة الانصارى شب عقبهء دوم ( 6 ) رسول را - عليه السلام : و اللَّه لو شئت لتميلنّ غدا على اهل منى بأسيافنا ، به خداى كه اگر خواهى ما فردا بر اهل منا به شمشير حمله كنيم . رسول - عليه السلام - گفت : مر نفرمودهاند هنوز ، پس از حقّ شما آن است كه غافل نباشيد ( 7 ) و تمكين نكنى ( 8 ) دشمن را از خود كه غدر كرده باشى ( 9 ) . آنگه گفت بر سبيل رخصت چون امر واجب كرده بود به اخذ سلاح : * ( وَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ ) * ، بر شما حرجى و بزهاى نيست اگر شما را از باران رنجى باشد يا بيمار و مجروح باشى ( 10 ) . * ( أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ ) * ، كه سلاح بنهى ( 11 ) و آنچه آلت حذر و احتياط
--> ( 6 - 2 - 1 ) . مر : دويم . ( 3 ) . آج ، لب كه . ( 4 ) . آج ، لب : بايد كه برابر دشمن با سلاح آيند ، مر : بردارند . ( 5 ) . تب ، مر : شويد . ( 7 ) . آج ، لب ، لت : نباشى / نباشيد . ( 8 ) . تب : نكنيد . ( 9 ) . تب : باشيد ، مر : غره شده باشيد . ( 10 ) . تب ، مر : باشيد . ( 11 ) . مر : بنهيد .